فووريه ( مترجم : عباس اقبال آشتيانى )
17
سه سال در دربار ايران ( فارسى )
روز اول سفر به اين وضع خوش گذشت و نويدى بود براى روزهاى بعد . در قسمتى از قطار كه من بودم چهار نفر بوديم ، از سه نفر همراه من دو نفر پيشخدمت مخصوص بودند و ديگرى منشى سفارت ، هر سه فرانسه را خوب تكلم مىكردند و بسيار مهربان بودند . سرتيپ ابو الحسن خان و سرتيپ احمد خان دو تن كرد جوانى هستند كه چشمان و موهاى سياه ايشان از نژاد آنان حكايت مىكند ، اولى مردى خوشرو و بشاش است و دومى داراى ظاهرى جدى است . اين دو تن با اين كه با يكديگر در كمال صفا هستند سعى دارند كه در خدمتگزارى و جاننثارى نسبت به پادشاه متبوع خود بر يكديگر تفوق حاصل كند . ميرزا رضا خان كه منشى سفارت ايران در پطرزبورگ است چنين به نظر مىرسد كه آيندهاى درخشان داشته باشد زيرا كه خاطر صدر اعظم را به خود جلب كرده و صدر اعظم هم در نظر دارد كه مقام سياسى مهمى در عهدهء او بگذارد . 11 اوت - 13 ذى الحجه گراندوك مملكت باد كه ما در قصر جديد وى مهمان او هستيم چنين به نظر تمام ما رسيد كه از اين پذيرايى راضى نيست و كارى را كه بيگارى مىماند در عهده گرفته . با اين حال در اين شش روز طولانى كه ما مهمان او بوديم در پذيرايى از اعليحضرت شاه ايران و خوش كردن اوقات او از هيچ چيز مضايفه نكرد و با شامهاى قابل و آتشبازى و نمايش تئاتر و مجالس حقهبازى و گردش در هايدلبرگ « 1 » و شكار در جنگل سياه اوقات شاه را به خوشى گذراند . باد امروزى آن شهر پرجمعيت سابق كه مردم در آنجا به قمارهاى مختلف سرگرم مىشدند نيست . خيابانهاى ليشتن هاله « 2 » و ترينكهاله « 3 » و عمارتى كه به « خانهء صحبت » موسوم است چندان جمعيتى ندارند و امروز در چشم كسانى كه سابقا در پاى ميز قمار آنجا به قصد بردن ثروتى هنگفت مىآمدند خالى مىآيد . معهذا اصلاحاتى كه در اين مدت در كار حمامهاى اين شهر ، مخصوصا حمامهاى فردريك پيش آمده قابل ملاحظه است ليكن براى دلباختگان قمار اين جمله هيچ لطفى ندارد تا آنها را به جاى
--> ( 1 ) . Heidelberg ( 2 ) . Lichtenhalle ( 3 ) . TrinKhalle